چرا کروبی قتل عام زندانیان سیاسی را افشاء  نمیکند؟!                                              رسول آرام

 

 این واقعیت که  فاشیسم یک ایده نیست بلکه جنایت است را میتوان بسادگی در ساختار جمهوری اسلامی مشاهده کرد. این رژیم تا چندی قبل  توانسته بود  جنایات هولناک خود را  با رنگ و لعاب مردمی آراسته نماید و نه تنها ساده لوحان ؛ بلکه بخشی از نیروهای اپور تونیست  را نیز در صفوف حمایتی  خود ردیف  و از اینطریق  مملکتی را سازمان دهد که بر کشتار و جنایت استوار باشد.

 تا قبل از وقایع اخیر  جنایات هولناک توسط رژیم اسلامی به این وسعت بر ملا نشده و رژیم توانسته بود انسانها را با جرمهای مختلفی چون  توزیع مواد مخدر و ارازل و اوباش  و غیره   باعدام محکوم نماید. برای نیروهای دمکرات و انقلابی بسیار دشوار بود تا به مردم اثبات نمایند که بخش هائی از  مجرمین  محکوم به اعدام حتما به همان جرمهای ساختگی به اعدام محکوم نشده اند.اکنون اما  دیگر  برای اکثریت مردم اثبات شده  که این رژیم  هر کس را که بخواهد میتواند با پرونده سازی های کاذب اعدام ؛ زندان و شکنجه کند.

 بسیار روشن است که  سرکوب ها اخیر در جمهوری اسلامی تازگی ندارند؛ لذا کسی  نمیتواند مدعی شود  که کهریزک ها جدیدا“ تاسیس و مورد بهره برداری قرار گرفته  اند. هیچ کس نمیتواند ادعا کند سرکوب و تجاوزات جنسی به نیروهای مخالف  فقط همین هائی بوده  که  از سی سال قبل تا کنون   افشاء شده اند.

  برای همه روشن  است که  سرکوب های گذشته و اخیر که  حکم مرگ  برای محاربین ؛مبارزین؛ منافقین؛ معارضین؛ و صدها اتهام دیگر صادر شده؛ نه تنها حکمی برای تنبیه محکومین نبوده ونیست ؛ بلکه حکمی برای «کمک» به آنان  بوده  تا  «آمادگی» داشته باشند  در «جهنمی» که بعد از مرگ منتظرشان خواهد بود   کمتر مورد عذاب قرار گیرند. این را نه تنها خمینی جنایتکار بار های تکرار کرده  بلکه تمامی کسانی که جانشینی برای او تعیین کرده اند نیز  بآن اعتقاد دارند. بدون این اعتقاد هرگز ولی فقیه نمیتواند به «حکومت از سوی خداوند» ادامه دهد. رحم بر هرکسی که برخلاف مصلحت نظام حرفی زده و عملی انجام داده است نمیتواند برنامه ولی امر باشد.

روشن است  که هم ولایت فقیه و هم همه روحانیونی که به سیستم ولایت فقیه اعتقاد دارند نمیتوانند جز آن بیاندیشند که خمینی اندیشیده و بدان عمل کرده است.اکنون که بیش از سه دهه از قدرت گیری حکومت اسلامی میگذرد . در این مدت میزان آگاهی های مردم نسبت به آن زمان بشدت افزایش یافته و میزان هجوم جوانان به درخواست های مترقی چون کوهی عظیم بر پیکر  نظام ارتجاعی فشار میآورد و دیری نمیپاید که قدرت مقابله رژم با مردم پوچ خواهد شد. اکنون شاهد هستیم که ده ها سال مبارزه مردم با رژیم منجر گردیده بخشی از جنایات رژیم  در سطحی بسیار وسیع افشاء شوند.  افشای این جنایات منجر شده دیگر  صورت کریه رهبران   جمهوری اسلامی  در سایه باقی  نماند . از این روست که کلیه  حیله گران در قدرت و خارج از قدرت جمهوری اسلامی سرگرم چاره جوئی برای رهائی کلیت جمهوری اسلامی از مرگ شده اند. آنان در جستجوی راههائی هستند  تا شیوه های مختلفی را برای در سایه نگاه داشتن  این جنایات بکار گیرند.  برای نمونه  میتوان از سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران  اسلامی که خود در کشتار مردم دست داشته و فرمانهای این کشتار ها را صادر نموده اشاره کرد. وی   خواستار تشکیل دادگاهی برای رسیدگی به اقدامات عواملی شد که وی آن ها را «خودسر» نامیده و مدعی شده این  «خودسران» به نام نیروهای امنیتی و در لباس شخصی در جریان اغتشاشات پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری "اقدامات تند، غیرقابل قبول و مجرمانه ای" را از جمله در کوی دانشگاه تهران انجام داده اند. روشن است هریک از عوامل دور ونزدیک رژیم با شیوه های خود برای تطهیر جمهوری اسلامی یاوه گوئی میکنند.

 اما از همه مضحک تر ادعای آقای کروبی است که از بدو تاسیس جمهوری اسلامی در مقامهای بالای مملکتی فعالیت کرده و از نزدیکان و محرمان خمینی جلاد بوده است و ی در مناظره تلویزیونی با احمدی نژاد گفت «امام خیلی چیزها را به من اجازه داده که  هیچ یک ا ز شما آن اجازه ها  را ندارید.“ این خود بمعنی مطلع بودن وی از تمامی  تصمیمات خمینی بوده است.حال چگونه است که وی  در مصاحبه ای با روزنامه ایتالیایی »استامیا »مدعی است که اگر «آیت الله خمینی زنده بود انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران را باطل میکرد وخشونت ها وقتل های صورت گرفته را نیز محکوم میکرد». او با ابراز این عقیده تصمیم دارد کلیه جنایات انجام شده در زمان حیات خمینی را که همگی با حکم او انجام شده است را در پرده ای از ابهام نگاه دارد.باید از او پرسید اگر خمینی او را محرم خود میدانسته آیا در مورد قتل عام زندانیان سیاسی با او سخنی نگفته است ؟ و اگر نگفته است آیا اکنون نمیتواند با آقای منتظری تماس بگیرد و واقعیت را از او سئوال و نتیجه را بعنوان افشاگری جنایات سی ساله جمهوری اسلامی در مدارک افشاگرانه خود به عموم عرضه نماید؟ افشای این جنایت و جنایات سال های قبل از آن که جوانان 13 ساله را با عناوین مجاهد و کمونیست به جوخه اعدام میسپردند را نمیتوان کم اهمیت تر از افشای  وجود 48 قبر بی نام متعلق به کشته شدگان اعتراضات اخیر  قلمداد کرد.

 کروبی در نامه ای دیگر  مدعی شده که هیچگاه برایش قابل پیش بینی نبوده که یک روز در جمهوری اسلامی پاسخ مردمی را به دلیل ابهام در رای خود در تظاهرات آرام و مسالمت آمیز شرکت کرده بودند با "گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم" بدهند. گرچه کتمان قتل عام زندانیان سیاسی ارتباط مستقیم  او را با  تصمیم گیریها  بر ملا میکند؛ اما کتمان سرکوب تظاهرات  و اعتراضات مسالمت آمیز مردم بسیار خنده آور تر است.  به رگبار بستن کارگران هفت تپه  را هر کسی که حتی روزنامه های حامی دولت را خوانده باشد میداند ؛ اما کروبی مدعی است که  هیچگاه  برایش قابل پیش بینی نبوده است که تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم با گلوله  پاسخ داده شود!

بسیار روشن است که کروبی با افشای  جنایات جدید قصد  کمک به مردم را ندارد. کروبی  که خود بهمراه با حسین موسوی از مسئولین اصلی حاکمیت خمینی بوده اند؛  امروز ادعای مردم دوستی دارند. آنان  از افشای نیم بند قتل های جاری  سخن میگویند. اما در این راستا نیز آنقدر لاکپشتی حرکت میکنند که گویای بی جرأتی آنان در افشاگری هاست. آنها  حتی شهامتی باندازه منتظری را هم در افشای جنایات  نداشته و ندارند.  در این رابطه است که وی در نامه ای به دادستانی جدید کل کشور ؛آقای لاریجانی چنین مینویسد « البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.»

بروشنی پیداست که در این جملات کروبی اهداف خود را اعلام کرده است . او پس از احراز نتیجه ؛ کلیه اسناد جنایت را نابود خواهد ساخت و این در گرو آن است که او به نتیجه دلخواه خود یعنی یک سازش معقول با دست اندر کاران فعلی  برسد.

 پر واضح است که  شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران ؛ جمهوری اسلامی را در معرض  وزش طوفان های  وحشتناکی قرار داده است . این طوفانها  نه تنها زیر بنای نا آگاهی را بشدت تهدید میکند؛ بلکه هستی  ولایت فقیه  را نیر در معرض  نابودی قرارداده است . جمهوری اسلامی اکنون دیگر قادر نیست با دست آویز قرار دادن احساسات مذهبی مردم  را در انقیاد داشته باشد. او اکنون  برای  مقابله با طوفانهای موجود هیچگونه اسلحه خردمنی در اختیار ندارد  و قادر نیست   بحران اقتصادی و اجتماعی درونی و جهانی را  بیش از  این به بازی بگیرد. گرچه درآمدهای نفتی میتواند چند صباحی دیگر این بحرانها را  مستور نمای؛ اما خوشبختانه  تنها  بحران مشروعیت دولت احمدی نژاد و یا   بحران های سیاسی ناشی از سیاست های خارجی  یا بحران اختلافات درونی دست اندر کاران رژیم نیست که وی  را بسوی مرگ سوق میدهند؛ بلکه باید تاکید کرد که  بحران وجودی جمهوری اسلامی بیش از هر لحظه و هر بحران دیگری او  را به این سوی میراند و این آن نکته ای است که کروبی و موسوی بدرستی به آن واقف شده و در صدد یافتن راه حلی قانونی برای نجات از نابودی جمهوری اسلامی میباشند.

گرچه گرسنگی ؛ بیکاری ؛ بیخانمانی بخش های مختلف مردم را میتوان از پایه های اساسی لرزش های آینده رژیم اسلامی تلقی کرد اما در لحظه حاضر میزان رشد آگاهی مردم  در پیوند  با تمامی بحرانها  اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ؛و تشدید غیر قابل مقایسه  نارضایتی مردم  موجب فراهم شدن زمینه های لازم برای  شتاب دادن به احقاق حقوقشان گردیده است.

از این روست که باید تاکید کرد که دست اندر کاران رژیم اسلامی  بر این اعتقادند  که وقتی  مردم  تغییرات اساسی را هدف خود قرار داده اند باید با  وحشیانه ترین شکلی سرکوبشان کرد. پرچم سبز موسوی نتوانست  خواسته  های فرا رژیمی مردم را به انحراف کشاند. آنان  نشان دادند که  میتوانند با فریادهای  خشم آلودشان   به خیابانها بیایند. آنان فرصتهای بسیاری در آینده خواهند داشت تا یک بار و دهها بار دیگر محکم تر  و خشونت بار تر چهره رژیم اسلامی را در انواع مختلفش مورد حمله قرار دهند. مدارس و دانشگاهها بزودی باز خواهند شد. در آنجا نیروهای بسیجی بشدت رسوا  و ترد شده اند. سپاه پاسداران به اندازه کافی نیرویی برای مهار روزانه بیست و دو میلیون محصل و دانشجو را نخواهد داشت. این حتما وضعیت را به یک جنگ تمام عیار تبدیل خواهد کرد. از این روست که خامنه ای و رفسنجانی و همه  مجبور هستند برای رهائی از وضعیت خطیر خود ؛  تمامی نیروی  خود را برای تغییرات بسیار سطحی و تطهیر نیروهای بسیج و سپاه بکار بندند.

مبارزه با فاشیسم  جمهوری اسلامی نیاز به  یک موضع گیری  صریح و رو راست دارد.ما نباید فکر کنیم که فاشیسم خود را ایزوله میکند ؛ بلکه ما باید او را در  بافت فرهنگی و اجتماعی ایران  مورد توجه قرار دهیم. از یک سو او خود را در بخشهائی از اقشار مذهبی  مخفی میکند و از سوی دیگر  فریادهای آزادی خواهی همین اقشار را با توسل به فشار اقشار دیگر اجتماعی سرکوب و آن دیگری را بر علیه آن قشر دیگر تحریک مینماید. نیروهای مترقی باید  ضمن استفاده از تجریبات باارزش مبارزه با فاشیسم در کشورهای جهان  بر اساس واقعیتهای  اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در ایران  روش  نوینی را  منطبق با عقب ماندگی های اقشار  و درخواستهای دمکراتیک آنان برای   مبارزه با این رژیم  مورد استفاده قرار دهند. نگاهی گذرا به وقایع و عکس العمل های نیروهای درگیر در کودتای 22 تیر امسال متوجه خواهیم شد که  راهبری درخواستهای مردم توسط نیروهای مترقی میسر است ؛ تا آنجا که  نیروهای میانه و نزدیک به رژیم با وجود تردیدهای متفاوت  گاهی وسوسه ساختار شکنی هم از خود نشان دهند. در این حرکات  مردم تا آنجا پیش رفتند که عکس خامنه ای نیز در آتش خشم  سوزاندند ولی  رهبران اصلاح طلب در میان جمعیت حاضر شده و آنان را به رعایت انصاف و احترام به قانون اساسی فراخواندند.

 اقتصاد انگلی در ایران تافته ای جدا بافته از اقتصاد جهان نمیباشد ؛ این اقتصاد  ما را به سوی این واقعیت میکشاند که وضعیت معیشتی مردم بشدت مورد تهدید قرار گرفته؛ میزان بیکاری خصوصا در کشوری مثل ایران که از نظر سطح تولید توان مقابله با کشورهای پیشرفته صنعتی را ندارد؛ سیر صعودی میپیماید. میزان ساعات کار یا کاهش یافته و درمقابل سطوح پرداخت حقوق نیز بشدت افت کرده و یا افزایش یافته و تواما دریافت حقوقها نزول یافته است. کارخانه جات یکی پس از دیگری ورشکست و کارگران آن بیکار میگردند؛ هجوم اجناس بنجل وارداتی نه تنها موجب بسته شدن کارخانجات میگردد بلکه سبب پر شدن جیبهای بخشهای مرفهی در جامعه میگردد که از رادیکالیسم کارگران و زحمتکشان میهراسند.این همه موجب دامن زدن به اعتراضات توده ایست که  از پتانسیل بالای رادیکالیسم تواما با خصومت همراه خواهد بود.

  کودتای انتخاباتی درحقیقت برای رژیم این امکان را بوجود آورد که اولا به همه مردم گوشزد کند هر حرکتی حتی حرکات قانونی آنان مورد سرکوب قرار میگیرد. دوما بدینوسیله رژیم آمادگی خود را برای سرکوب جنبش های توده ای به آزمایش گذاشت. از این روست که  مدافعین دمکراسی و حقوق طبقه کارگر باید اعلام کنند هرگونه انتظاری از رژیم اسلامی بدون سرنگونی آن ؛ نه میتواند درخواستهای کارگران و زحمتکشان را برآورده کند ونه درخواستهای دمکراتیک مردم را به ارمغان خواهد داشت. فاشیسم دولتی جمهوری اسلامی تنها آلتر ناتیو چپ دمکرات را در مقابل خود دارد.زیرا که هرگونه دگرگونی در سیستم عقب مانده سرمایه داری ایران در وهله اول و عاجل نیاز به اجرای درخواستهای دمکراتیک دارد