من متوجه این موضوع نمی شوم، یعنی چه که خصوصی سازی خوب اجرا نشده است؟  احتمالا این دعوا و چنین حرف هایی مختص اقتصاددان طرفدار سیاست های تعدیل ساختاری است 

همدلی:اعتصاب کارگران هفت تپه وارد چهاردهمین روز خود شده است. شرکت نیشکر هفت تپه با ٢۴ هزار هکتار زمین کشاورزی، فقط با پیش پرداخت ۶۰ میلیارد ریالی به دو شرکت زئوس و آریاک واگذار شد. در جریان اعتصاب و تجمع کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، ایلنا خبر داد اسامی برخی از سهامداران و اعضای هیئت مدیره این واحد کشاورزی و صنعتی در فهرست متخلفان ارزی قرار دارد. پیشتر گزارشهایی در مورد متواری یا زندانی شدن کارفرمای خصوصی شرکت نیشکر هفتتپه منتشر شده است. اعتصاب و تجمع کارگران نیشکر هفتتپه در شرایطی انجام شده است که سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفتتپه میگوید: ۳ ماه دستمزد آنان از مردادماه تاکنون پرداخت نشده است. به گفته وی، کارگران پس از پایان آخرین اعتصابشان در اوایل شهریور ماه، به هیچیک از خواستهای خود نرسیدند. هرچند این اعتراض صنفی در آغاز علیه عدم پرداخت دستمزدها بالا گرفت، ولی در حال حاضر وجهی کلیتر یافته و نحوه خصوصی سازی شرکتهای دولتی را نشانه رفته، اتفاقی که به گفته بسیاری از فعالان کارگری نشانهای از خودآگاهی طبقاتی بالارونده کارگران است.
در همین رابطه با فریبرز رییس دانا به گفتوگو نشستیم. این فعال کارگری به همدلی گفت: آن چه در خوزستان این روزها در حال وقوع است تبلور اراده سالم،خالص و پاک کارگران است. کارگرانی که شرمنده زن و بچه خود شدهاند و حالا!
در ادامه مشروح این گفت وگو از نظرتان می گذرد:
ارزیابی شما از تجمعات اخیر کارگران نیشکر هفت تپه چیست؟
وضعیت اکنون کارگران که این روزها آن را در تجمعات جامعه کارگری و در خوزستان مشاهده می کنیم بی تردید نتیجه خصوصیسازی و اجرای سیاست های تعدیل ساختاری است. نه فقط در ایران که در همه جای جهان چنین نتیجه ای داده است. در واقع ما در اجرای خصوصی سازی با نوعی ولنگاریسازی اقتصادی مواجهیم به این معنا که دولت همزمان که از خودش در قبال طبقات محروم از طرق مختلف و با حذف سیاستهای حمایتی و رفاهی سلب مسئولیت میکند ، تلاش می شود تا منافع گروههای انحصارگرایی که منابع مالی را در اختیار دارند، به سفت و سختترین شکل ممکن دفاع شود. عوارض و تبعات دهشتناک اجرای سیاست های تعدیل ساختاری و خصوصی سازی در چند ماه و مخصوصا چند روز گذشته عینیت یافته است. از یک طرف شما دست کسانی را برای سرمایهگذاری در حوزه مالی از جمله طلا و ارز آزاد گذاشته اید و از سوی دیگر وقتی کار این انحصارگرایان به اقتصاد لطمه شدید می زند آن عوامل را اعدام میکنند. مگر این خصوصیسازی نیست که سرمایه دار را تشویق به فعالیت بیمحابا میکند وگرنه کجای قانون نوشته که تعداد این قدر سکه اعدام دارد؟ همچون قانونی نداریم.
اصل قضیه این است که نفس اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری دست این گروههای انحصارگرا را باز گذشته است. طرف دیگر فشاری است که بر کارگران وارد شده است از اخراج و عدم پرداخت دستمزد و مزایا و فشار کار محرومیت گرفته تا گرانی مواد غذایی و مسکن. از این ها گذشته حالا کار به بیکاری کارگران رسیده است. در چند ماه اخیر و با اعمال تحریم ها، شاخص قیمتها به طور متوسط 50 تا 60 درصد بالا رفت در چنین شرایطی اما حداقل دستمزد بدون افزایش باقی ماند و نتیجه این شد که 65 درصد جامعه کارگری زیر خط فقر بیایند. این نتیجه خصوصی سازی است. اعدام یا عدم اعدام آن آقایی را که در کار طلا بوده دردی را دوا نمی کند. منصفانه و عادلانه نیست که تا کارگران نیشکر هفته، فولاد اهواز، هپکو و.. برای احقاق حقشان دست به اعتراض میزنند منتسب شان کنیم به آمریکا و سیا و به تحریکات خارجی. اتفاقا درست ماجرا این است که بله آمریکا میخواهد نارضایتیها در ایران افزایش یابد و برای این کار، ایده ها و تمهیداتی دارد که در شرایط حاضر یکی از این تمهیدات اجرای سیاست های تعدیل ساختاری و اجرای سیاست های صندوق بین المللی پول است. در سیاستهای داخلی کشور متاسفانه کسانی سیاست هایی را در پیش گرفته اند که از قضا مورد استفاده جریانات امپریالیستی و صهیونیستی هم قرار می گیرد. اما آن کسی که دارد قربانی می شود طبقه کارگراست. آن چه در خوزستان در حال وقوع است تبلور اراده سالم، خالص و پاک کارگران است. کارگرانی که شرمنده زن و بچه خود شدهاند!
برخی از تحلیل گران معتقدند که اگر در چند سال گذشته جامعه کارگری دچار معضل شده به دلیل اجرای بد خصوصیسازی در کشور است؛ در این باره نظرتان چیست؟
در سال هایی برخی دولت های اروپای شرقی کار اداره کارخانجات و صنایع خود را به کارگران و مردم دادند. سهام عدالت همین سیاست را به شکلی غلط و مخرب اعمال کردند. مساله خوب و بد اجرا کردن این پروژه نیست. من متوجه این موضوع نمی شوم، یعنی چه که خصوصی سازی خوب اجرا نشده است؟ یعنی باید شرکت هفت تپه نه بهآقای الف و بلکه به آقای ب تعلق می گرفت تا خوب اجرا می شد؟ اساس این سخن جای ایراد دارد. احتمالا این دعوا و چنین حرف هایی مختص اقتصاددان طرفدار سیاست های تعدیل ساختاری است. در حال حاضر برای بسیاری از مردم مشخص شده که سیاست خصوصی سازی و تعدیل ساختاری با شکست مواجه شده است.
به شکلی مشخص می گویید که در کدام کشورها این سیاست شکست خورده است؟
در آمریکای لاتین، یونان، برخی کشورهای آسیای جنوب شرقی کاملا مشهود است. در این باره به آمار میزان بدهی شاخص قیمت ها که به طرز چشمگیری افزایش یافته و وابستگی به دلار وکشورهای مذکور ارجاع تان میدهم. در این میان کره جنوبی یک استثنا است. این کشور روی زانوی ایالات متحده بزرگ شده آن هم نه بر پایه اجرای سیاست های تعدیل ساختاری بلکه به طریقی دیگر که مجال پرداختن به آن در این بحث نمیگنجد.
ببینید اجرای این سیاست ها با مصر چه کرد به دولت حسنی مبارک نماد کامل سیاستهای تعدیل ساختاری بود. دولتی رانتیر فساد زده و توتالیتر که سرانجامش آن شد یا در اندونزی میتوان دید. در کشورهای آمریکای لاتین ببینید چه سیل ویرانگری شد. هندوراس را ببینید. چه بر سر برزیل این سوگولی نظام سرمایه و آرژانتین میآمد؟ در حالی که خود بانیان و طراحان سیاستهای تعدیل ساختاری از طرح خود اعلام پشیمانی کردهاند برخی کشورها بعد از شکست این طرح در کشورشان باز به شکلی لجوجانه بر اجرای آن پای می فشرند.
اجاز دهید به اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه که به 14 روز خود وارد شده بازگردیم. به نظر می رسد دغدغه کارگران تنها پرداخت حقوق و مزایا نیست و آنها یک نه بزرگ به خصوصی سازی و یک آری بزرگ به اداره شورای شرکت هفته گفته اند. آیا می توان این اتفاق را همان خودآگاهی طبقاتی بالارونده جامعه کارگر دانست؟
صد درصد می توان چنین گفت. این نشانه توسعه آگاهی است. کسانی که در خوزستان دست به اعتراض مسالمتآمیز زده اند به جز اینکه حق خود را می خواهند، دارند به دولت هم راهکار ارائه می دهند. آنها می گویند دست از این خصوصی سازی ها و به عبارت بهتر اختصاصی سازیها بردارند. چرا باید با کارگران برخورد امنیتی شود؟ راه حل درست همانی است که کارگران گفتهاند. و مسئله مهم تر اینکه جلوی این آگاهی را نمیتوان گرفت. همان طور که در قطب نمیتوان جلوی یخبندان را گرفت. این آگاهی نتیجه سالها رنج و سختی است. راه حل بازگشت به تشکل های کارگری است راه حل به گرفتن جلوی انحصارگرایی افسارگسیخته است.
اداره شورایی واحد ها چیز عجیب و غریب و غیر عادی نیست. در آرژانتین هم در مقاطعی این اتفاق افتاد و اداره واحدها را به خود کارگران دادند، در نتیجه واحدهای ورشکسته نجات پیدا کردند و در یک مورد مثلا صادرات روغن و فراورده های آن از سر گرفته شد و اقتصادشان نجات پیدا کرد، هر چند این روند شکست خورد و مداخله های امپریالیستی وضعیت را برگرداند ولی ما می توانیم از این اقدام درس گیریم.